تبليغاتX

من رفیق گریه هاتم

مــــن رفـــیـــق گریــــه هـــاتـــــم

مهديا کعبه ز تابت شده بي تاب بتاب

 

+ نوشته شده توسط نسیم1 در چهارشنبه 7 شهریور1386 و ساعت 2:14 |

مولاي من ...

امان از آن وقتها كه نگاهت را از من ستاندي

آن وقتها كه ثانيه هايش سالهاي بلند و كش آمده است

انگار بار گناه آدمهايي كه زيسته اند و خواهند زيست

را بر شانه هاي ناتوان من نهاده اند

آنوقت اين من خسته كه زير اين بار ستم

هاي هاي ميگريم ، آشفته و گريان

در پي نگاه هاي بي دريغ توام

مرا درياب ...

+ نوشته شده توسط نسیم1 در جمعه 2 شهریور1386 و ساعت 0:55 |