تبليغاتX

من رفیق گریه هاتم

مــــن رفـــیـــق گریــــه هـــاتـــــم

اي کليد قفس تن . . . اي تو بهترين رهايي

 

دختری با کوچ غريبش مونده تو غبار جاده
داره با برگ غرورش ميره با پاي پياده
زير لب ميگه خدايا به غروري که شکسته
اي فرشته ي نجاتم دلم اميد به تو بسته
اي مقدس منو درياب ... تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن ... اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ... درد من چاره نميشه
با تو وحشتي نداره اول و آخر جاده
کاش از اول ميدونستم مهربونيات زياده
وقتي که تو رو ندارم زندگيم وحشت و بيمه
اين که اسمش زندگي نيست
اول در به دريمه
اي مقدس منو درياب ... تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن  ... اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ... درد من چاره نميشه
با سخاوتي که داري
فصل بارون و تگرگي
واسه فصل تازگي ها
مثل سحر سبز برگي
وقتي ميشه عاشقونه
تو رو توي آينه ها ديد
چون پرستوي مهاجر
چون ستاره ، با تو کوچيد
اي مقدس منو درياب ... تو قشنگترين صدايي
اي کليد قفس تن ... اي تو بهترين رهايي
اين ندامته که اينک به تن من کرده ريشه
اگه دستامو نگيري ... درد من چاره نميشه
 

 

+ نوشته شده توسط نسیم1 در یکشنبه 30 مهر1385 و ساعت 0:32 |