تبليغاتX

من رفیق گریه هاتم

مــــن رفـــیـــق گریــــه هـــاتـــــم
+ نوشته شده توسط نسیم1 در جمعه 14 تیر1387 و ساعت 1:5 |
تولد ... امروز باید توی وبلاگ خودم بنویسم تولدم مبارک

      نه !!!...

                امروز باید تولدم رو به خودم تسلیت بگم

+ نوشته شده توسط نسیم1 در سه شنبه 11 تیر1387 و ساعت 0:33 |
+ نوشته شده توسط نسیم1 در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 1:49 |
+ نوشته شده توسط نسیم1 در پنجشنبه 30 خرداد1387 و ساعت 0:26 |
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
                                                              
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
                                                             خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم ،نه ! 
                                                             ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام 
                                                          دوباره صبح ، ظهر، نه ! غروب شد نیامدی
 


    

+ نوشته شده توسط نسیم1 در جمعه 17 خرداد1387 و ساعت 21:16 |

 " م ... تولدت مبارك "

+ نوشته شده توسط نسیم1 در شنبه 11 خرداد1387 و ساعت 1:34 |

بعضى از آدم‌ها جلد زرکوب، بعضى جلد ضخيم و بعضى جلد نازک و بعضى‌ها اصلا جلد ندارند.
بعضى از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضى‌ها تفسير مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها با کاغذ کاهى و نامرغوب چاپ مى‌شوند و بعضى با کاغذ خارجى.
بعضى از آدم‌ها تجديد چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها فقط يک بار چاپ مى‌شوند و بعضى از آدم‌ها فتوکپى آدم‌هاى ديگرند.
بعضى از آدم‌ها داراى صفحات سياه و سفيد هستند و بعضى از آدم‌ها صفحات رنگى و جذاب دارند.
بعضى از آدم‌ها تيتر و فهرست دارند و روى پيشانى بعضى از آدم‌ها نوشته‌اند: حق هرگونه کپى‌بردارى و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است.
بعضى از آدم‌ها قيمت روى جلد دارند بعضى‌ها با چند درصد تخفيف به فروش مى‌رسند و بعضى از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها را بايد جلد گرفت بعضى‌ها را مى‌شود توى جيب گذاشت و بعضى‌ها را توى کيف و بعضى‌ها را روى قفسه قرار داد.
بعضى از آدم‌ها نمايشنامه‌اند و در چند پرده نوشته و اجرا مى‌شوند و بعضى‌ها فقط جدول و سرگرمى‌اند و بعضى‌ها معلومات عمومى.
بعضى از آدم‌ها خط‌ خوردگى و خط‌ زدگى دارند و بعضى‌ها غلط چاپى و بعضى‌ها غلط املايى فراوانى دارند.
از روى بعضى از آدم‌ها بايد مشق و از روى بعضى از آن‌ها بايد جريمه نوشت.
بعضى از آدم‌ها در کلاس‌ها تدريس مى‌شوند و بعضى‌ها ممنوع بوده و مخفيانه دست به دست مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها را بايد چندين بار خواند تا معنى آن‌ها را فهميد و بعضى‌ها نخوانده قابل فهم هستند.
بعضى از آدم‌ها را بايد نخوانده دور انداخت و بعضى‌ها را هميشه بايد با خود همراه نمود.
بعضى از آدم‌ها تفرقه‌انداز هستند و بعضى‌ها بانى وحدت و همبستگى.
بعضى از آدم‌ها به نام ديگران چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها قبل از چاپ به فروش مى‌رسند.
بعضى از آدم‌ها در قفسه خاک مى‌خورند و بعضى‌ها در انبار بايگانى شده‌اند.
بعضى از آدم‌ها تاريخى‌اند و از گذشته صحبت مى‌کنند و بعضى‌ها آينده نگرند و به آينده مى‌پردازند.
بعضى از آدم‌ها لطيفه‌اند و بعضى‌ها بى‌روح‌اند و خسته‌کننده.
بعضى از آدم‌ها سياسى‌اند و در هر نوبت چاپ، رنگى ديگر به خود مى‌گيرند.
بعضى آدم‌ها منبع و ماخذ ندارند و بعضى‌ها منبع و مرجع ديگرانند.
بعضى از آدم‌ها شيرازه ندارند و زود از هم مى‌پاشند و بعضى‌ها شيرازه‌شان ميخ دارد و قبل از استفاده کهنه و پاره مى‌شوند.
بعضى از آدم‌ها با محتوا هستند و بعضى‌ها بى‌محتوا و پوچ‌اند و فقط براى امرار معاش.
بعضى از آدم‌ها ماندگارند و بعضى‌ها در چاپخانه مى‌مانند و بازيافت مى‌شوند.
بعضى آدم‌ها هويت ندارند و بى‌نام و نشان‌اند و بعضى‌ها چندين نويسنده دارند.
بعضى از آدم‌ها در کتابخانه نگهدارى مى‌شوند و بعضى‌ها در پياده‌رو خيابان به فروش مى‌رسند.
بعضى آدم ها را کادو مى‌گيرند و هديه مى‌دهند.
بعضى آدم‌ها را به مفت هم نمى‌خرند و بعضى‌ها از موزه‌ها به سرقت مى‌روند.
بعضى از آدم‌ها بدون مجوز چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها نياز به مجوز ندارند و بعضى‌ها تا ابد مجوز چاپ نمى‌توانند اخذ کنند.
بعضى از آدم‌ها خاطره‌ اند و بعضى‌ها يادداشت شخصى.
بعضى آدم‌ها در مدح ديگران نوشته مى‌شوند و بعضى‌ها در بدگويى ديگران.
بعضى از آدم‌ها افسانه‌اند و بعضى‌ها رمان و بعضى‌ها داستان.
بعضى آدم‌ها مذهبى‌اند و بعضى‌ها لامذهب و خيلى‌ها در اين ميان.
بعضى از آدم‌ها احساسات ديگران را جريحه‌دار مى‌کنند و بعضى‌ها به ديگران احترام مى‌گذارند.
بعضى از آدم‌ها به ديگران توهين مى‌کنند و بعضى‌ها توهين را به جان مى‌خرند.
بعضى از آدم‌ها به زور بر ديگران تحميل مى‌شوند و بعضى‌ها خود به ميان ديگران مى‌روند.
بعضى از آدم‌ها چند جلدى و قطورند و بعضى‌ها تک جلدى و لاغر.
بعضى از آدم‌ها از جنگ مى‌گويند و بعضى از صلح و صفا.
بعضى از آدم‌ها از شادى سخن مى‌گويند و بعضى‌ها از غم.
و ...

ما از کدام دسته‌ايم ؟


+ نوشته شده توسط نسیم1 در پنجشنبه 9 خرداد1387 و ساعت 19:18 |

دیر متوجه شدم اما امیدوارم تبریک من رو قبول کنی

تولدت مبارک ... برات آرزوی بهترین ها رو دارم

اسمت رو نمی دونم اما انگار عادت کردم بهت بگم تنهایی

پس تنهایی تولدت مبارک ... امیدوارم روزی برسه که تنهایی رو فریاد نزنی

 

+ نوشته شده توسط نسیم1 در پنجشنبه 2 خرداد1387 و ساعت 23:42 |

دكتر شريعتي انسان ها را به چهار گروه زير دسته بندي كرده است

دسته اول ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است

بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

دسته دوم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان ، بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار

هرگز به چشم نمی‌آیند ، مرده و زنده‌شان یکی است

دسته سوم ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت ، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند

و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند

کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند

دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

دسته چهارم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان

چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم

اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم

باز می‌شناسیم ، می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند

ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم ، هزار حرف داریم برایشان

اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند

اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم وغرقه درحضورآنان مست می‌شویم

و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم

كه تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

+ نوشته شده توسط نسیم1 در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 و ساعت 0:37 |

راه رسيدن به عشق حضور در لحظه است 

زيرا عشق تنها در زمان حال ممكن است. 

عشق ورزيدن در گذشته و آينده ممكن نيست.

بسياري از آدم ها يا در گذشته و يا در آينده زندگي مي كنند

طبيعتآ عشق شان نيز در گذشته و يا آينده است كه چنين عملي غير ممكن است.  

اگر خواستي از عشق فرار كني، در زمان گذشته و يا در زمان آينده زندگي كن 

ولي اگر خواستي رودخانه عشق را در درونت جاري سازي

در زمان حال زندگي كن ، زيرا عشق فقط در زمان حال ممكن است...

زياده از حد فكر نكن زيرا فكر هم هميشه به گذشته يا آينده مربوط مي شود

و انرژي تو به جاي اينكه به قوه احساس معطوف شود

منحرف شده و صرف فكر كردن مي گردد

و تمام انرژي هاي تو را تخليه مي كند

در چنين وضعيتي عشق نمي تواند وجود داشته باشد...

+ نوشته شده توسط نسیم1 در سه شنبه 10 اردیبهشت1387 و ساعت 1:47 |